Gedicht ‘Farkhonda’ door Mr. Qudus Shohor, voorgedragen tijdens de bijeenkomst “Stop geweld tegen vrouwen”

april 18, 2015

bestuur

No Comments

Auteur: Mr. Qudus Shohor

Voorgedragen door: Mevrouw N. Hakimi


شهر لوند، سویدن

پنجم ماه فبروری سال 2015

در سوگ فرخنده

افغانم و افغان من از جان و تنم نیست

انگار که این قوم غضب هموطنم نیست

ایستاده تماشاگر ظلم بر سر مظلوم

یا حمله صد مرد به یک زن، افغانیتم نیست

.

با تهمت ناحق به مومن تکفیر نمودند

با حربه دین سر دیندار بریدند

فرخنده که بر ضد خرافات به پا خاست

سنگسارنمودند، تشهیر و لگد بار نمودند

.

زن را به خانه زندانی و زولانه نمودند

از فرط تعصب روانی و دیوانه نمودند

بر دخترو خواهر بنام ناموسمداری

چادر بفگندند، ظلم بر خود و بیگانه نمودند

.

یکروز تفنگی به هر کس و ناکس سپردند

در مدرسه دیوبند تروریست پروردند

آزاده و پیشرفته را کافر و ملحد شمردند

دیروز صدای ملالی، امروز سینه فرخنده دریدند

.

با آمدن طالب و امریکا آوار بجا ماند

یک کشورپر آفت و بیمار بجا ماند

ملیون جوان های بیکار بجا ماند

فرهنگ معافیت جنگسالار بجا ماند

.

بردند ازین خاک مصیبت زده حکمت

جاری نمودند به زعم خود شریعت

فرسوده هوای وطن از بوی خیانت

از زهر دروغ و طمع و زور و اهانت

.

صد گل به وطن در قدم شاه شهیدان

میروید و صد بوسه زنم راه منیران

فریاد به پا خاسته فرخنده دوران

بیدار کند ازین خواب گران ملت افغان

.

هر چند ز غم فرخنده خون از دیده چکیده

لیکن ازین خون هزاران لاله دمیده

هر لاله نشانی زفردای معطر

فردای که در او حق به حق دار رسیده

قدوس شعور

Geef een reactie

Het e-mailadres wordt niet gepubliceerd. Vereiste velden zijn gemarkeerd met *

Volg ons:

© 2017 Roshan Vrouwenvereniging . All Rights Reserved.